أبو حاتم الرازي

مقدمة 12

أعلام النبوة

ذيل آورده مىشود . * * * در آغاز كتاب محمد بن زكريا ، اشكالاتى چند در مورد لزوم وحى ونبوت وارسال رسل ايراد مىكند ، من جمله اين كه چرا بايد خداوند أمتي را به وحى مخصوص گرداند وأمتي ديگر را از وجود آن محروم كند ونيز چرا برخى را به پيامبرى بر مىگزيند ومردم را به آنان نيازمند مىكند ؟ به عقيدة وى دين سبب بروز دشمنى وعداوت ميان مردم وهلاك آنان مىشود . پس از آنكه أبو حاتم از وى مىپرسد به نظر أو حكمت خداوند ، چه اقتضا مىكند ؟ پسر زكريا در جواب مىگويد كه حكمت حكيم مقتضى آنست كه سود وزيان ومصالح ومنافع هركسى از طريق إلهام به وى آموخته شود چنانكه همه جانوران به طبيعت واز روى غريزه به منافع ومضار خود پىمىبرند ونيز حكمت خداوند اقتضاى آن دارد كه ميان مردم فرق واختلافى نباشد . آنگاه أبو حاتم به نقض نظريه وى مىپردازد وبطلان قول وى را آشكار مىكند . ما در ميان مردم اختلاف وتفاضلى مشاهده مىكنيم ومىبينيم كه برخى امام وبرخى مأموم وبرخى عالم وبرخى متعلم‌اند واين أصل در ميان أرباب فلسفه وأهل ملل وأديان نيز جارى است . پس مردم براي هدايت وارشاد خود به امام نيازمندند وچون سود وزيان اين جهان وآن‌جهان به إلهام بدانها آموخته نشده است ، به ناچار از امامان وپيشوايان وعلماى دين بىنياز نيستند . وآنگهى پسر زكريا ادعا كرده است كه أو به تنهائى به علم فلسفه اختصاص يافته است وديگران از